ritual
شعائر مذهبی، مراسم مذهبی
تشریفات مذهبی , ایین پرستش , تشریفات.
تشریفات مذهبى، ایین پرستش، تشریفات
قانون ـ فقه : عبادى
/rich´oo ǝl/
adj., n.
● وابسته به رسوم و تشریفات،تشریفاتی،آیینی،رسومی،پرستوار،پرستش‌وار
ritual dances
رقص‌های پرستوار
amongst them, fasting had great ritual importance
در میان آنان روزه‌گیری اهمیت آیینی زیادی داشت.
● برگزاری یا پیروی از مراسم مذهبی
the ritual of baptism
(برگزاری) مراسم غسل تعمید
● مراسم عبادت،مراسم (کلیسایی و غیره)
● کتاب مراسم مذهبی
● (کاری که از روی عادت و با اصرار انجام شود) پرستش‌واره،پرستواره
neurotics who turn simple daily tasks into rituals
روان‌رنجورانی که کارهای ساده‌ی روزانه را تبدیل به تشریفات می‌کنند