مارمولک
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(لَ) (اِمر.) 1 - جانوری است خزنده که پوستش از پولک های شاخی پوشیده شده است . دارای دو زوج اندام حرکتی است، چلپاسه . 2 - کنایه : از آدم زیرک و آب زیرکاه .
السحلیت
السحليت
فارسی ایتالیایی
فرهنگ فارسی به ایتالیایی
sf
lucertola
---------------- Ghowli@gmail.com
فارسی فارسی
فرهنگ فومستان
عمومی : gecko , lizard

عربی‌

salamander ==> [.n]: (جانور شناسى) سمندر، یک جور سوسمار یا مارمولک

جانور شناسی‌

lizard ==> [.n]: (جانور شناسى) مارمولک، سوسمار، بزمجه

lacertilian ==> شبیه مارمولک، مارمولک


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ل َ]
{ا مرکب}
مارمورک . سوسمار. ضَب ّ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جانوری است از رده خزندگان و از راسته سوسماران و از گروه شکافی زبانان که در همه مناطق معتدل و سرد اروپا و آسیا و افریقا فراوان است . این جانور بسیار چابک است و در حدود 20 گونه از آن شناخته شده که اکثر در مناطق بیابانی ولم یزرع و یا کوهستانی می زیند و گونه ای از آنها در منازل دیده می شود که به سوسمار خانگی یا کلپاسو (کلپاسه ) مشهور است .
مارمولک از حشرات و کرمها تغذیه می کند و بهیچوجه اذیت و آزاری برای انسان ندارد و از این جهت حیوان مفیدی است . مارمولک زمستانها در شکاف دیوارها و زیرتخته سنگها می خوابد و با شروع گرما بیدار می شود و به فعالیت می پردازد. مارمولک اقسام مختلف دارد و گونه ای از آن که به نام سوسمار کویر موسوم است ، ممکن است طولش تا 2 متر هم برسد و آن در اصطلاح ساکنان نواحی کویر به بزغاله مار موسوم است . بزغاله مار در اماکن باتلاقی و رودخانه ها نیز می زید و از تمام حیوانات کوچکتر از خود تغذیه می کند و در رودخانه بآسانی شنا می کند و ازدرختها نیز بسهولت بالا می رود و تخم پرندگان و جوجه های آنها را می خورد. رویهم رفته حیوان موذی و خطرناکی است . (فرهنگ فارسی معین ).
-مارمولک باغی ; یکی از گونه های مارمولک که جزو گروه گوشتی زبانان است و در نواحی گرم آفریقا و آمریکا و آسیا یافت می شود. این جانور با انسان زود مانوس می گردد و چون از حشرات تغذیه می کند، حیوان مفیدی است . بوسیله کشتیهایی که از شمال آفریقا به اروپا می روند این جانور به اروپا نیز راه یافته است . سام ابرص . (فرهنگ فارسی معین ).
* به مجاز، محیل . مکار. گربز. سخت محیل و مکار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
-مثل مارمولک بودن ; سخت محیل و گربز بودن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
* به مجاز، زن خردجثه لاغر و مکار. باریک اندام محیل . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).و رجوع به مارمورک شود.