فبها
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(فَ بِ) [ ع . ] (شب ج .) چه بهتر! عالی .
فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ف َ ب]
{ع صوت مرکب}
بسیار خوب . فنعم المطلوب . (یادداشت بخط مولف ). این ترکیب خلاصه جمله «فبها المراد» است: اگر بار یابمی فبها و نعم و اگر نه بازگردم . (تاریخ بیهقی ).