دادوقال
(دُ) [ فا - ع . ] (اِمر.) داد و فریاد، قیل و قال .
[ قول ] داد و فَریاد
● din, alaver
din ==> [.v. & n]: صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندنpalaver ==> [.vt. & n]: گفتگوى مفصل، مکالمه، هرزه درایى، وراجى، پر حرفى کردن، از راه به در بردن، چاخان کردن
[دُ]
{ترکیب عطفی ، ا مرکب}
داد و فریاد. هیاهو. فریاد و فغان .
{ترکیب عطفی ، ا مرکب}
داد و فریاد. هیاهو. فریاد و فغان .


