عشقبازی
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
( عشقبازی .) [ ع - فا. ] (حامص .) 1 - اظهار محبت عاشقانه، عشق ورزی . 2 - رابطة جنسی، معاشقه .
القضیت
انگلیسی فارسی
فرهنگ آریانپور
● court, ourtship

affair ==> [.n]: کار، امر، کاروبار، عشق بازى (با جمع هم مى آید) ـ affair


court ==> بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى court

courtship ==> [.n]: اظهار عشق، معاشقه