بزرک
فارسی فارسی
واژه‌نامه معین
(بَ رَ) ( اِ.) دانة گیاه کتان که از آن روغن گیرند.
بذر الکتان
بذر الکتان
انگلیسی فارسی
فرهنگ آریانپور
● linseed

گیاه‌ شناسی‌

flax ==> [.n]: (گیاه شناسى) بذرک، درخت کتان، الیاف کتان، پارچه کتان flax

linseed ==> [.n]: (گیاه شناسى) تخم بزرک، بزرک، بذر کتان linseed


فارسی فارسی
لغت‌نامه دهخدا
[ب َ رَ]
{ا}
دانه ایست که از آن روغن چراغ گیرند و بعربی کتان گویند. (مجمعالفرس ) (فرهنگ شعوری ) (انجمن آرای ناصری ) (برهان ). تخم کتان و هر تخم خرد و کوچک . (ناظم الاطباء). بزر کتان . کشدانک . کتان . تخم وش . بذر کتان . زغیر. یانه . (یادداشت بخط دهخدا).
-روغن بزرک ; روغن تخم کتان . (یادداشت بخط دهخدا).