موتمر
(مُ تَ مَ) [ ع . ] (اِ.) محل اجتماع، کنفرانس .
[م ُءْ ت َ م]
{ع ص}
فرمان برنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فرمان بر. فرمانبردار. (غیاث ).* مشورت کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث ).* قصدکننده کاری . قصدنماینده کاری .* فرماینده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).* (ا) نام روزی از روزهای عجوز. (منتهی الارب ).* نام پسین روز از روزهای عجوز. ج ، مآمر، مآمیر. (ناظم الاطباء). روز پنجم ایام عجوز. (مهذب الاسماء). نام روز پنجم است از هفت روز بردالعجوز. (آثارالباقیه ).* نام ماه محرم .(ناظم الاطباء). محرم . (و به این معنی با الف و لام وبدون آن نیز آید). (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام ماه محرم به جاهلیت . (یادداشت مولف ). نامی است ماه محرم را. (مهذب الاسماء). ج ، مآمر، مآمیر. (منتهی الارب ).
{ع ص}
فرمان برنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فرمان بر. فرمانبردار. (غیاث ).* مشورت کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث ).* قصدکننده کاری . قصدنماینده کاری .* فرماینده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).* (ا) نام روزی از روزهای عجوز. (منتهی الارب ).* نام پسین روز از روزهای عجوز. ج ، مآمر، مآمیر. (ناظم الاطباء). روز پنجم ایام عجوز. (مهذب الاسماء). نام روز پنجم است از هفت روز بردالعجوز. (آثارالباقیه ).* نام ماه محرم .(ناظم الاطباء). محرم . (و به این معنی با الف و لام وبدون آن نیز آید). (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام ماه محرم به جاهلیت . (یادداشت مولف ). نامی است ماه محرم را. (مهذب الاسماء). ج ، مآمر، مآمیر. (منتهی الارب ).
[م ُءْ ت َ م َ]
{ع ا}
کنگره . کنفرانس . مشورتگاه . کنگاشگاه . جای رایزنی ومشاورت : موتمر اسلامی . (یادداشت مولف ).* (ص ) امرشده . مامور. (یادداشت مولف ):
گفتم به امر ایزد مامور گشت خلق
گفتابه امر باشد مامور و موتمر.
هر امیری کو شبانی بشر
آن چنان آرد که باشد موتمر...
لاجرم حقش دهد چوپانیی
برفراز چرخ مه روحانیی .
{ع ا}
کنگره . کنفرانس . مشورتگاه . کنگاشگاه . جای رایزنی ومشاورت : موتمر اسلامی . (یادداشت مولف ).* (ص ) امرشده . مامور. (یادداشت مولف ):
گفتم به امر ایزد مامور گشت خلق
گفتابه امر باشد مامور و موتمر.
ناصرخسرو.
هر امیری کو شبانی بشر
آن چنان آرد که باشد موتمر...
لاجرم حقش دهد چوپانیی
برفراز چرخ مه روحانیی .
مولوی .


