جستجو در میان 1,455,602 مدخل
فارسی، انگلیسی، عربی، ترکی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی، ارمنی، روسی،‌فنلاندی و ...
فرهنگ آریانپور (عباس و منوچهر آریان‌پور کاشانی)
راضی‌ کردن‌ English به فارسی
● content, lease, econcile, atisfy
فرهنگ فارسی به عربی
راضی کردن فارسی به Arabic
المحتوی , ارض
فرهنگ پارسیمان (داریوش محمدی)
راضی کردن فارسی به فارسی
خرسند خواستَن، خرسند کردن
فرهنگ فارسی به آلمانی (احسان اژدری)
راضی کردن فارسی به German
Befriedigen,Genügen,Zufriedenstellen
فرهنگ فارسی به ایتالیایی (اکبر قولی)
راضی کردن فارسی به Italian
v
soddisfare
---------------- Ghowli@gmail.com
فرهنگ فارسی به انگلیسی (رضا مشکسار)
راضی کردن فارسی به English

bate ==> [.v]: کم کردن، تخفیف دادن، پایین آوردن، نگهداشتن (نفس)، راضى کردن، دلیل و برهان آوردن، بال زدن به طرف پایین، خیساندن چرم درماده قلیایى

content ==> [.v]: محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن content

sate ==> [.v]: سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن

satisfy ==> [.vt]: خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن


فرهنگ فارسی به انگلیسی (رضا مشکسار)
راضی‌ کردن فارسی به English

content ==> [.v]: محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن content

please ==> [.vt]: دلپذیر کردن، خشنود ساختن، کیف کردن، سرگرم کردن، لطفاً، خواهشمند است

reconcile ==> [.vt]: صلح دادن، آشتى دادن، تطبیق کردن، راضى ساختن، وفق دادن

satisfy ==> [.vt]: خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن


لغت‌نامه دهخدا (علی‌اکبر دهخدا)
راضی کردن فارسی به فارسی
[ک َ دَ]
{مص مرکب}
خرسند و شادمان کردن . (ناظم الاطباء). مسرور کردن . خشنود ساختن .* قانع کردن . وادار بقبول کردن . قبولانیدن: همگنان را راضی کردم مگر حسود را.(گلستان ).
مرا ببند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سر رشته در رضای تو بست .

حافظ.


* مطمئن نمودن و خاطر جمع کردن . (ناظم الاطباء).
استخدام فوری برنامه‌نویس PHP و برنامه‌نویس JavaScript با شرایط عالی. لطفا رزومه خود را به info@ahurait.com ارسال فرمایید.