جستجو در میان 1,455,602 مدخل
فارسی، انگلیسی، عربی، ترکی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی، ارمنی، روسی،‌فنلاندی و ...
لغت‌نامه دهخدا (علی‌اکبر دهخدا)
خشکمازو Farsi به Farsi
[خ ُ]
{ا مرکب}
شاخه پژمرده و یا شکسته درخت . (ناظم الاطباء). خشکمازه .* پوست درخت . (ناظم الاطباء). خشکمازه .