بلار
I بلار [ bælɒːr ]
اسم آذربویه، وآن بیخ خاریست که آن را اشنان خواننداز الفاظ الادویة، از برهان، از آنندراج، از هفت قلزم . ارطنیثافهرست مخزن الادویة . آذربویه، که گیاهی استاز فرهنگ فارسی معین . بلال. اشنان. رجوع به آذربویه شود.
II بلار [ bællɒːr ]
اسم بلورناظم الاطباء، فرهنگ فارسی معین . رجوع به بلور شود.

نکته: می‌توانید با دوبارکلیک بر روی هر واژه و کلیک بر " " نیز معانی واژه را ببینید.