جستجو در میان 1,455,602 مدخل
فارسی، انگلیسی، عربی، ترکی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی، ارمنی، روسی،‌فنلاندی و ...
لغت‌نامه دهخدا (علی‌اکبر دهخدا)
بزات Farsi به Farsi
[ب ُ]
{ع ا}
ج بازی . (یادداشت بخط دهخدا). بزاة. رجوع به بزاة شود.
لغت‌نامه دهخدا (علی‌اکبر دهخدا)
بزات Farsi به Farsi
[ب ُ]
{ع ا}
ج بازی . (ناظم الاطباء). جباز و بازی ، بمعنی طائر شکاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بوازی . ابوز. بووز. (منتهی الارب ):
و لاتعدو الذئاب علی نعاج
و لاتهوی البزاة الی حمام .

؟ (از سندبادنامه ص 35).


و لهم [ لاهل سیلا ] بزاة بیض . (از اخبار الصین و الهند). و رجوع به باز و بازی و صبح الاعشی ج 2ص 55 شود.